خوانده‌اند. الهام اصلي اخترشناسي رصدي مستقيم يا غيرمستقيم از بيكن ناشي مي‌شد. تمايلات تجربي در ابتدا، كاملاً خام و تا حدي نيمه‌آگاهانه بود. علائم خارجي آن اهميت‌ روزافزوني بود كه به ساختن ابزارها و تدوين زيج‌هاي بهتر اختصاص مي‌يافت‌. هم‌اكنون بدين‌ موضوع خواهيم پرداخت‌.
آيا زمين ساكن است يا نه‌؟ پيش از بحث درباره‌ٴ زيج‌ها، بايد لحظه‌اي به شرق برگرديم كه در آن جا مجادله‌ٴ تازه‌اي درباره‌ٴ يكي از موضوع‌هاي اخترشناسي بطليموس درگرفته بود. دست كم‌ سه اخترشناس شرقي ــ دو مسلمان‌، يعني علي بن عمر كاتبي و قطب‌الدين شيرازي‌، و يك‌ سرياني‌، يعني ابوالفرج ــ سعي زيادي كردند تا ثابت كنند كه زمين ثابت است و به هيچ روي‌ حركت نمي‌كند. قبلاً، خاطرنشان كردم با توجه به حقايقي كه در اختيار آنان قرار داشت‌ نتيجه‌گيري‌شان كاملاً منطقي بود. ولي جالب اين كه يك چنين بحثي در غرب وجود نداشت‌. اين دليل ديگري است بر تفوق اخترشناسي شرقي‌.
اين واقعيت كه علماي شرقي اثبات سكون زمين را لازم مي‌ديدند نشان مي‌دهد كه خودشان‌ و ديگران متوجه شق ديگري بوده‌اند. ممكن است افراد زيادي زمين را متحرك مي‌پنداشته‌اند، ولي آنان اين را نمي‌دانستند. اعتقاد به چنين چيزي به خودي خود داراي چندان اهميتي نبود، كار علمي مهم تبديل اين اعتقاد به يك حكم قاطع بود، و اين كاري بود كه بعدها، صورت گرفت‌. در اين اثنا، نتيجه‌گيري شرقيان در اين مورد خيلي برتر از بي‌اطلاعي غربيان بود. توضيح اين‌ واقعيت كه كار كوپرنيكوس زودتر از آن صورت نگرفت بسيار مشكل است و اين تأخير را مي‌توان دليل روشني بر روش گاه‌گير و مرموز پيش‌رفت علم دانست‌.
زيج‌ها و كوه‌ها، اخترشناسي در برابر اخترگويي‌. نتيجه‌ٴ رصدهايي كه صورت مي‌گرفت طبعاً در زيج‌ها ثبت مي‌شد و چند تا از اين زيج‌ها مربوط به دوره‌ٴ مورد بحث است‌.
بر اثر يك تقارن شگفت‌انگيز مهم‌ترين اين زيج‌ها، يعني زيج آلفونسي در طليطله‌، و زيج‌ ايلخاني در مراغه‌، هر دو در سال 1272، تأليف شدند. هر دوي آنها داراي اهميت درخوري‌ بودند، ولي از آن جا كه دومي زماني تأليف شد كه علم غربي در حال اوج گرفتن بود، نفوذ و تأثيرش به آسيا محدود شد. زيج آلفونسي تا چندين سده‌، بر اخترشناسي مسيحي و يهودي‌ مستولي شد، زيج ايلخاني قلمرو اسلام و خاور دور را فتح كرد.
كافي است به چند زيج ديگر به ترتيب تاريخ اشاره بكنيم‌:
 سال 1281: هانري بات‌: زيج مالين‌.
سال 1292: گيوم سن كلودي‌. زيج پاريس‌.
سال 1300: يعقوب‌بن مخير. زيج مونپليه‌.
در شرق‌، زيج شامل ابهري و زيج زاهر و زيج مقرب ابن لبودي را داريم‌.